تبلیغات
کارگاه اندیشه

 

 

 

 

 

 

منوی كاربری
 

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

من کاوه شیرزاد 28 ساله از تهران و سخنگوی حزب دموکرات ایران هستم ، من یک لیبرالم و طرفدار مبارزات مسالمت آمیز ، از استقرار امنیت ، آزادی ،  دموکراسی ، صلح و حقوق بشر حمایت می کنم و اعتقاد دارم جمهوری اسلامی یک نظام غیر قابل اصلاح و ناکارآمد است ، من طرفدار جامعه مدنی پر قدرت و طرفدار اقتصاد آزاد و رقابتی هستم ،  از جمله کارهایی که تاکنون انجام داده ام نوشتن قانون اساسی پیشنهادی برای حکومت آینده ایران ، نوشتن پروژه دماوند به منظور برنامه ریزی برای گذار به یک حکومت دموکراتیک و آزاد ، تدوین کتاب الکترونیکی " ایران آزاد " متشکل از قانون اساسی دهها کشور دنیا و بسیاری از کنوانسیونها و میثاقهای بین المللی و نوشتن دهها مقاله در مورد اپوزوسیون ، حمایت از زندانیان سیاسی ، مبارزات مدنی و . . . است .

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
1 2 3 4 5 6 7 ...

لینك به ما / لوگوی دوستان

 

آمار وبلاگ
امروز : شنبه 2 آذر 1387

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

یکشنبه 28 مرداد 1386
گزارش محرمانه از عزیز نسین

در میان انبوهی از رویدادهای تلخ

      

  گزارش محرمانه از عزیز نسین / ترجمه رضا همراه   

چندی پیش قرار بود بین ما با یكی از كشورهای همسایه قرارداد تجارتی مهمی منعقد شود یك هیئت اقتصادی مركب از حقوق دانان و متخصصین اقتصادی كشور همسایه به مملكت می آیند تا ضمن مذاكرات لازم قرارداد مربوطه را تهیه و امضاء نمایند.

داستانی كه مطالعه میفرمائید از گزارشات محرمانه ای كه رئیس هیئت اقتصادی به كشورش فرستاد اقتباس شده و نمونه زنده ای از جریان كارها در كشور ماست

سوم مارس

هنگامی كه در فرودگاه از هواپیما پیاده شدیم غیر از مامورین كسی نبود

از یكنفر پرسیدم : « كسی برای راهنمائی به ما نیامده »

بدون اینكه بصورتم نگاه كند با اشاره سر جواب منفی داد !!

مامورین گمرك بدون رعایت احترام و توجه باینكه میهمان رسمی دولتشان هستیم و از بازرسی معاف میباشیم ، چمدان ها و اثاثیه ما را برای بازرسی بردند به مامورین گفتم :

ـ ما ماموریت رسمی داریم . حق ندارید اثاثیه مارا بازرسی كنید

ولی بگوش كسی فرو نرفت و اصلا كسی گوش بحرفهای ما نمیداد تا بفهمد چی میگیم

گذرنامه هامون را هم نشون دادیم فایده نكرد چاره ای جز تسلیم نداشتیم مامورین تمام چمدان ها و ساك های مارا زیر و رو كردند !!

تفتیش چمدان هامون كه تمام شد مدتی هم بلاتكلیف و سرگردان توی میدان فرودگاه انتظار كشیدیم. نمیدونستیم كجا بریم و چكار كنیم و اصولا تكلیفمان چیه !!

بالاخره تصمیم گرفتیم بیك هتل بریم و استراحت كنیم، تا ببینیم چی میشه به دروازه شهر كه رسیدیم دیدیم چندتا ماشین سواری و اتوبوس آژیر كشان از روبرو دارن میان

نمیدونم از كجا مارا شناختن با چراغ هاشون علامت دادند و صدمتر جلوتر ایستادند ماهم پیاده شدیم در حدود پانصد نفر برای اسقبال ما آمده  بودند !   كسی كه رئیس مستقبلین بود گفت :

ما گمان می كردیم شما با كشتی تشریف میارین باین جهت به اسكله رفته بودیم مراسم استقبال رسمی اونجا باید بعمل بیاد !!

اول خیال كردیم شوخی میكند چون كشور ما از راه دریا به اونجا راه ندارد . ولی معلوم شد جدی میگه !

تعجب من بیشتر از این بود این بابا كه حتما از مقامات رسمی یه مملكته چطور اینو نمیدونه ؟!

از دست مامورین گمرك شكایت كردیم رئیس مستقبلین خندة مخصوصی كرد :

ـ خیلی ببخشین اونا خیال كردن شما از خودمان هستین !

چون خبر رسیده بود یكدسته قاچاقچی با هواپیما وارد میشن ایشاالله كه ناراحت نمی شین خب دیگه شمارو خودی دونستن ! بیگانه حساب نكردن !!

با ناراحتی جواب دادم :

ـ متشكرم !

رئیس مستقبلین در حالیكه به همراهانش اشاره می كرد گفت :

پانصد ششصد نفر به اسقبال شما آمدن

خواستم بگم : « چرا زحمت كشیدین ما راضی نبودیم » ولی یارو مهلت نداد و اضافه كرد :

ـ روزنامه نویس ها و عكاس ها برای شركت در جلسه ی مصاحبة یكی از آرتیست های آمریكایی كه دیروز وارد شده رفتن، نتونستن جهت تهیه خبر و عكس بیان !! آقای وزیر اقتصاد در مسافرت اروپا هستند معاونشان هم در مرخصیه مدیر كل قراردادها در جشن افتتاح یك موسسه صنعتی دعوت داشت معاون مدیر كل هم برای بازرسی به استان ها رفته رئیس دفتر كل دوسه روز پیش باز نشسته شده منشی وزارتی هم در بیمارستان بستری است باین جهت بنده مامور استقبال از آقایان شدم و خیلی معذرت می خوام كه وقت كم بود و نتونستم بیش از پانصد نفر برای پیشواز شما بیارم !!

ـ سئوال كردم :

ـ جنابعالی كی هستین ؟

ـ اگر تا بحال باز نشسته نشده باشم و به جای دیگر منتقلم نكرده باشند و بنا بمقتضیات اداری از كار بركنارم نساخته باشند در این لحظه معاون ریاست دفتر اداره سوم دایره حقوقی هستم !!

موقعی كه سوار ماشین ها می شدیم گفت :

ـ مراسم رسمی شما قرار است در اسكله انجام شود الان همه ی ما بطرف اسكله میریم. بعد از اینكه مراسم استقبال رسمی بعمل آمد بعد برای استراحت به هتل تشریف ببرید

كنار ساحل از ماشین ها پیاده شدیم بوسیله قایق مارا به داخل كشتی بزرگی كه چند مایل دورتر از ساحل سنگر انداخته بود بردند !! و كشتی بطرف ساحل حركت كرد چندتا كشتی كوچكتر كه با پرچم های دو كشور تزئین شده بودند به استقبال ما آمدند ! در ساحل هم 41 تیر توپ شلیك كردند ! و ما در میان كف زدنهای شدید مستقبلین دوباره پا به ساحل گذاشتیم !!

در كنار اسكله دوتا دختر خوشگل و زیبا كه لباس هایی از پرچم دو كشور پوشیده و روی سینه آنها با خط زیبائی نوشته شده بود « خوش آمدین » دسته گل های بزرگی بما تقدیم كردند در خیابان های مسیر ما چندتا طاق نصرت از كاج های سبز و گلهای رنگارنگ درست كرده بودند و زیر طاق ها دسته های موزیك و دوستداران ما اجتماع كرده و مقدم هیئت را با نوای موزیك و كف زدن های شدید و ابراز احساسات دوستانه استقبال نمودند !!

تا وقتی به هتل محل اقامت خود رسیدیم لااقل دو سه هزار عكس و امضاء از اعضاء هیئت گرفته شد ! و در تمام مدت چندتا فیلمبردار عرق ریزان مشغول تهیه فیلم از مراسم استقبال بودند !

4 مارس

امروز از طرف مقامات دولتی یك جلسه مصاحبه مطبوعاتی برای ما تشكیل داده شده بود خبرنگار ها و عكاس ها از چپ و راست عكس بر می داشتند و سئوال می كردند

یكی شان از من پرسید :

ـ كشور مارا چه جور دیدین ؟

من هرچه دیده بودم چند برابر بیشترش را گفتم آخه پذیرائی و استقبال آنها از هیئت واقعا عالیه بهمین جهت در جواب خبرنگار تمام كلمات تحسین آمیز را قطار كردم :

« كشور شما فوق العاده اس خارق العاده اس مثل بهشته ما از پیشرفت های شما انگشت بدهن مانده ایم خیلی چیزهاس كه ما باید از شما یاد بگیریم »

یكی دیگه ازم پرسید :

ـ راستی از چه چیز مملكت ما بیشتر خوشتون اومده ؟

چون قبلا جواب اینجور سئوال ها را آماده كرده بودیم بدون تامل جواب دادم :

ـ كباب هاتون دلمه هاتون باقلواهاتون از بسكه اینجا خوراك های لذیذ خوردیم چیزی نمانده بتركیم !

وقتی مصاحبه داشت تمام میشد یكی از روزنامه نگاران از من پرسید :

ـ شما چی بازی میكنین ؟

ـ من بازی دوست ندارم

نگاه تعجب آمیزی بصورتم كرد و من دوباره گفتم :

ـ حقیقت عرض كردم من در عمرم بازی نكردم

خبرنگار یخه یكی دیگه از اعضای هیئت را گرفت و از اون پرسید :

ـ شما كجا بازی می كنید ؟

وقتی اونم گفت : « من بازی نمی كنم » خبرنگار از یكی دیگه پرسید :

ـ در این مسابقه شما كدام قسمت بازی می كنید ؟

ـ كدام مسابقه ؟ چه بازی ؟

ـ مگه شما تیم فوتبال ماداگاسكار نیستید ؟

در عمرم آدمی به این خوشمزه ای ندیده بودم ! بی اختیار بصدای بلند خندیدم یاروها دوساعته با ما مصاحبه می كنن هزارتا چرت و پرت گفته ایم تازه  میپرسه :

« شما تیم ماداگاسكار نیستید ؟ . دهن وا كردم یك چیزی بهش بگم كه یكی دیگه از روزنامه نگار ها پیش دستی كرد :

ـ نه بابا، اینا فوتبالیست نیستن اعضاء اركستر موناكو هستن !!

سومی هم برای اینكه اطلاعاتش را به رخ رفقایش بكشد گفت :

ـ اشتباه می كنی مگه قیافه هاشونو نمی بینی مثل روز روشن معلومه كه اینا جزء دسته اپرای هونولولو هستن !!

وقتی ما خودمان را به روزنامه نگاران معرفی كردیم و گفتیم : « هیئت تجارتی هستیم » جواب دادند :

« پس چرا مارا دست انداختین و زودتر نمی گین ؟خب اینو اول می گفتین »

ما از اونا معذرت خواستیم لابد تقصیر ما بوده كه زودتر خودمونو معرفی نكردیم !!

5 مارس

میهمانی دیشب خیلی عالی بود واقعا بما خوش گذشت هرنوع اطمعه و اشربه كه تصور بكنید توی سفره چیده بودند خوردیم و نوشیدیم وقتی سیر شدیم یكنفر از جاش بلند شد و نطق غرائی كرد

مدتی با حرارت درباره مناسبات فرهنگی تجارتی و جغرافیائی دو كشور حرف زد بعد هم پیشنهاد كرد : « جام ها را بسلامتی دوستی و یگانگی دو كشور بنوشیم »

قدح ها را بردیم بالا و من از جام بلند شدم تا متقابلا نطقی ایراد كنم اما در این اثنا برق رفت و چراغ ها خاموش شد

همه دویدند بیرون ما نفهمیدیم چی شده، فقط صداهای درهم و برهمی می شنیدیم در وحله اول خیال كردیم اینم یه شوخیه و میخوان یك نمایشی و یا كار فوق العاده ای برای ما نشون بدن ولی معلوم شد كه چون آبونمان برق را نپرداختن شركت برق موقع را برای وصول طلبش مناسب تشخیص داده !

من از خیر نطق و خطابه  گذشتم ! خداحافظی كردیم بریم، مستخدم ها دویدند رفتند از بیرون شمع تهیه كنن تا لااقل جلوی پایمان را ببینیم وقتی میخواستند شمع ها را روشن كنن برق آمد و چراغ ها روشن شد ولی چه فایده دیگه نمیشد برگردیم سر میز و من نطقم را بكنم

8 مارس

دیروز موزه را بما نشون دادند. امروز هم قراره از كارخانه ها بازدید كنیم فردا هم برنامه گردش در شهر داریم فقط از چیزی كه خبری نیس مذاكرات اقتصادیه !

خوب میخوریم، خوب تفریح میكنیم و خوب استراحت داریم اما بالاخره تكلیف ( مذاكرات) چی میشه. میترسیم یه چیزی بگیم بد باشه آخه اونا میهمان دار هستن و برنامه ترتیب دادن لابد هنوز موقع « انجام مذاكرات» نرسیده

12 مارس

چندبار تصمیم گرفتم بهشون بگم « بابا ما آمدیم قرارداد تجارتی ببندیم نیامدیم تفریح و خوشگذرانی كنیم » اما موقع مقتضی پیش نیامد منتظر دستورات شما هستیم تا هرطور صلاح میدانید اقدام شود !

دیشب به افتخار ما یك میهمانی مفصل دادند دو دسته موزیك خارجی و چندتا رقاصه شرقی و غربی برنامه اجرا كردند امروز هم میخواهند مارا توی مدرسه ها بگردانند بازم امشب بیك میهمانی دیگه دعوت داریم !

19 مارس

دیشب اینقدر مشروب خوردیم و رقص زن های لخت تماشاكردیم كه گیج شدیم ! روزهای اول من خیال میكردم میخواهند با شب زنده داری ها و پذیرائی های شبانه مارا گیج كنن و بعد پشت میز مذاكره بنشانن و سر مارا كلاه بگذارند ! اما اینطور نیس ! الان سه هفته است هرشب برنامه داریم ولی هنوز یك كلمه هم مذاكره نكرده ایم !

23 مارس

امروز به میهماندارمان گفتم :

ـ مذاكرات را كی باید شروع كنیم ؟

با قیافه تعجب آلود جواب داد :

ـ چه مذاكره ای ؟

ـ مذاكرات تجارتی دیگه ما برای عقد یك قرارداد بازرگانی آمده ایم

ایندفعه خیلی هاج و واج شد انگار خیلی از مرحله پرت است ! جریان را مفصل براش تعریف كردم

گفت :

ـ عجب شما هیئت اقتصادی هستین ؟ ما تصور میكردیم شما برای بررسی وضع مملكت جهت اهداء كمك های بلاعوض به اینجا اومدین ! بسیار خب، پس همین دو سه روزه ترتیبشو میدیم

امشب هم بیك میهمانی مفصل دعوت داریم. اما نمیدونم حالا كه فهمیدن ما كمكی نداریم به اونا بكنیم بازم از ما مثل سابق پذیرائی میكنن یا نه

21 مارس

دیشب 3 نفر از اعضاء هیئت ما بقدری مست شده بودند كه نمیتونستند سرپا بایستند دونفر از رفقا هم از فرط مستی وسط مجلس رفتند و یك رقص شكم حسابی اجرا كردند !!!

میهمان نوازی اینها هیچ فرقی نكرده و با اینكه فهمیده اند ما چیزی نداریم به كسی بدیم هرشب برنامه های رقص و تفریح اجرا میشه <

نوشته شده توسط کاوه شیرزاد ساعت 12:08 ب.ظ موضوع مطلب : مسائل روز ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 21 مرداد 1386
چرا مجبور شده اند بنزین را جیره بندی كنند

 

 

چرا مجبور شده اند بنزین را جیره بندی كنند / مقصر كیست ؟ پیامدها كدامست ؟

 

جمهوری اسلامی ادعا می كند مصرف بنزین در ایران بیش از كشورهای دیگر جهان است و با همین استدلال نیز " اختصاص صرفا 6 میلیارد دلار در سال فقط به واردات بنزین را " كمر شكن دانسته  و می گوید دولت دیگر توانایی پرداخت این یارانه ها را ندارد ، در نتیجه باید بنزین را سهمیه بندی كرده و یارانه ها را حذف كند . با این حساب باید پرسید چرا ایرانیان بیشترین مصرف بنزین در جهان را دارند . چه كسی مقصر است و چه كسی باید هزینه آن را پرداخت كند ؟

 

مصرف بیش از اندازه بنزین در ایران بنا به دلایل زیر است :

1 _ خودروهای پر مصرف : بسیاری از خودروهای موجود در ایران بخاطر " كیفیت بسیار پایین ساخت " از پرمصرف ترین خودروهای جهان هستند ، به طور مثال متوسط مصرف خودروهای سواری ایران در حدود 9 تا چهارده لیتر ( در هر صد كیلومتر ) است كه در بسیاری از كشورهای جهان این میزان بین 4 تا 8 لیتر است . بنابراین مصرف بنزین در ایران قاعدتا یك و نیم برابر مصرف جهان است ، با این حساب در حالیكه انحصار تولید و حتی واردات خودرو در اختیار نهادهای حكومتی است باید پرسید چه كسی مسئول مصرف بیش از حد این خودروها است ؟

 

2 _ ترافیك : ترافیك یكی از اساسی ترین عوامل افزایش مصرف بنزین است ، بسیاری از مسیرهایی كه در ایران و خصوصا در شهرها و خصوصا در تهران باید فرضا در نیم ساعت پیموده شوند در یك ساعت و چه بسا بیشتر پیموده می شوند . لذا بسیاری از مصرف بنزین در ایران نه به بخاطر پیمودن مسیر بلكه به علت ماندن در پشت ترافیك است . شایان ذكر است مسئول ترافیك ، شهرسازی ، اصلاح معابر ، ساخت اتوبانها و خیابانهای جدید که بشدت زیر استانداردهای بین المللی هستند زیر نهادهای وابسته به نظام هستند كه برنامه ریزی و پیش بینی لازم در طول زمان را انجام نداده اند در نتیجه بسیاری از بنزین مصرفی در پشت ترافیك و به علت عدم کفایت مسئولین جمهوری اسلامی بیهوده می سوزد .

 

3 _ قاچاق بنزین : قاچاق بنزین نیز یكی دیگر از دلایل مصرف بالای بنزین در ایران و به طبع آن سهمیه بندی و گرانی آن است ، بسیاری از افراد فقیر در مناطق مرزی ایران كه هیچ منبع درآمد مناسبی ندارند به صورت محدود دست به قاچاق بنزین به كشورهایی چون عراق ، تركیه و . . . می زنند كه طبق گفته وزیر نفت این مقدار در مقابل قاچاق مافیای بنزین ( مافیای وابسته به نظام ) بسیار ناچیز است . گفتنی است وظیفه جلوگیری از قاچاق بنزین نه مردم بلکه به عهده دولت و نظام جمهوری اسلامی است .

 

4 _ خودرو های فرسوده : خودروهای فرسوده و از رده خارج " كه عمری بیش از سی سال دارند " بنزین بسیار زیادی مصرف می كنند در نتیجه مصرف بنزین در ایران را بسیار بالا برده و هزینه زیادی را بر روی دوش دولت می گذارند . وظیفه از رده خارج كردن خودروهای فرسوده نه به عهده مردم بلکه به عهده دولت است اما دولت در این زمینه بسیار ضعیف عمل كرده و تا كنون كمتر از 150 هزار خودرو را از رده خارج كرده است . این تعداد بسیار كمتر از تعداد برنامه ریزی شده است و علت آن ناكارآمدی و عدم تخصیص یارانه از طرف دولت به مالكان خودروهای فرسوده است .

 

5 _ گازسوز كردن خودروها : جمهوری اسلامی بر روی ذخایر بسیار عظیم گاز خوابیده است به صورتی كه بسیاری از این ذخایر گازی بی هیچ مصرفی در سر چاه های گاز می سوزد ، در ایران بیش از ده سال است كه قرار است خودروها بجای بنزین گاز بسوزانند ، اما این طرح به خاطر مافیاء " واردات بنزین " ( به گفته رئیس بخش فراورده های نفتی كه منظورش مهدی رفسنجانی بوده ) در طول این زمان هیچ پیشرفت مناسبی نداشته بطوری كه تاكنون تنها 280 جایگاه گاز در كشور ساخته شده است . " گاز در سر چاهها بیهوده می سوزد و خودروهای مختلف برای گاز سوز شدن می باید بیش از چند ماه به دلایل بسیار ابتدایی به انتظار بمانند . طبیعی است اگر دولت به موقع خودروها را گازسوز می كرد امروز دیگر این همه بنزین و این همه نیاز به خرید آن وجود نداشت . "

 

6 _ نساختن پالایشگاه : ایران سومین ذخایر نفتی جهان را داراست با این همه نفت خام را می فروشد و بنزین وارد می كند ، بودجه تخصیص یافته برای واردات بنزین حدود شش میلیارد دلار در سال است كه اگر ایران در سالهای گذشته در زمینه ساخت پالایشگاه اقدامات مناسب را بعمل می اورد دیگر امروز نیاز به خرید این حجم گسترده از بنزین را نداشتیم . شایان ذکر است دولت و شورای نگهبان ( بخوانید مافیای واردات بنزین ) در سالهای گذشته اگر چه خود تمایلی به ساخت پالایشگاه نداشتند اما اجازه ساخت آن را نیز به بخش خصوصی ندادند .

 

7 _ حمل و نقل عمومی نا مناسب : در ایران استفاده از وسائل نقلیه عمومی اعم از اتوبوس ، مترو ، تاكسی و . . . چنان طاغت فرساست كه آرزوی تمامی شهروندان داشتن خودرو شخصی برای فرار از این وسائل نقلیه است . اتوبوس ها ، مینی بوسها ، متروها ، تاكسی ها و . . . گاها چنان شلوغ هستند كه سفر با آنها خارج از توان بسیاری از شهروندان است . بی نظمی در ارائه خدمات و ناكافی بودن آن یا گران بودن آنها از جمله موارد دیگریست كه بسیاری از ایرانیها ترجیح می دهند بجای استفاده از وسائل عمومی از وسائل شخصی استفاده كنند كه نتیجه ان مصرف بیشتر بنزین است . با این حساب  باید پرسید چه كسی مسئول سازمان دهی وسائل نقلیه عمومی در ایران است ؟ مردم یا مسئولین جمهوری اسلامی ؟

 

در موارد ذكر شده بالا چنانچه می بینید مقصر مصرف بیش از حد بنزین نه مردم ایران بلكه مسئولین جمهوری اسلامی هستند با این حساب باید پرسید چرا باید هزینه ناكارآمدی و بی لیاقتی مسئولان جمهوری اسلامی را مردم پرداخت كنند ؟ آیا اگر دولت وظایف خود را به انجام می رسانید امروز چنین وضعیتی پیش می آمد ؟

 

مردم در 24 ساعت گذشته بیش از دهها جایگاه توزیع بنزین در سرتاسر ایران را به آتش كشیده اند و از این اقدام به شدت خشمگین هستند ؟ سهمیه بندی بنزین و گرانی آن می تواند منجر به بیكاری صدها هزار نفر از شهروندانی گردد كه با مسافر كشی و حمل و نقل امرار و معاش می كنند . افزایش قیمت بنزین همچنین می تواند منجر به افزایش هزینه كرایه و حمل و نقل و بصورت زنجیره وار به گرانی تمامی كالاها و خدمات گردد كه پیامد آن تورم بی سابقه ، " تضاد طبقاتی بیشتر " و فقر و فلج اقتصادی است كه اولین قربانیان آن اقشار ضعیف جامعه هستند .

 

كاوه شیرزاد

kavehshirzad@yahoo.com

 

نوشته شده توسط کاوه شیرزاد ساعت 11:08 ق.ظ موضوع مطلب : مسائل روز ,

ویرایش شده در پنجشنبه 25 مرداد 1386 و ساعت 11:08 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 14 مرداد 1386
۱
--
نوشته شده توسط کاوه شیرزاد ساعت 04:08 ق.ظ موضوع مطلب : مبارزات و نافرمانیهای مدنی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 14 مرداد 1386
۲
--
نوشته شده توسط کاوه شیرزاد ساعت 04:08 ق.ظ موضوع مطلب : مبارزات و نافرمانیهای مدنی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 14 مرداد 1386
۳
--
نوشته شده توسط کاوه شیرزاد ساعت 04:08 ق.ظ موضوع مطلب : مبارزات و نافرمانیهای مدنی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 14 مرداد 1386
--
نوشته شده توسط کاوه شیرزاد ساعت 04:08 ق.ظ موضوع مطلب : مبارزات و نافرمانیهای مدنی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 14 مرداد 1386
--
نوشته شده توسط کاوه شیرزاد ساعت 04:08 ق.ظ موضوع مطلب : مبارزات و نافرمانیهای مدنی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 14 مرداد 1386
--
نوشته شده توسط کاوه شیرزاد ساعت 04:08 ق.ظ موضوع مطلب : مبارزات و نافرمانیهای مدنی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari